تبلیغات
هنرکده ی اول - جماع زنی با حیوانات
:
جماع زنی به نام شهیره با چهار پایان

در زمانهای بسیار قدیم زنی بسیار زیبا و قد بلند زندگی میکرد که دوست نداشت هیچ مردی از او لذت ببرد...

او بسیار خود شیفته بود و مغرور بود و همه میدانستند دستی از مخلوق خدا به بدن ابریشمی او نخورده و تافته جدا بافته است...

او برای برطرف کردن نیازهایش دست به جماع با حیوانات بی گناه میزد

روزی از کنار کاروانی از شترو الاغ میگذشت تا اینکه چشمش به اسبی بسیار زیبا و سفید افتاد که پای راست جلویش و چپ عقبش میلنگد از فرصت استفاده کرد او را گرفت و به مکانی خلوت کشاند و سریع آماده آن شد که نیت شیطانی خود را عملی سازد

ناگهان اسب به طرز معجزه آسا شروع به دویدن کرد...اسب به سرعت میدوید..

شهیره به سرعت دنبال اسب رفت و بسیار عصبانی گشت.
پیر غلامی در ان نزدیکی مشغول دراوردن آب از چاه بود که ناگهان دید که اسبی اشنا به سمت او میدود...پیر به سمت اسب رفت و شهیره را دید

پیر رو به زن کرد و گفت چه شده این اسب مریض است و از کاروان احمر است تو چکار به این اسب داری.

ناگهان شهیره سرش را پایین انداخت و پیر از نیت شوم زن اگاه گشت...
شهیره که معجزه حقیقی را به چشمان خود دیده بود توبه حقیقی کرد

برچسب ها: جماع با حیوانات،  

تاریخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 | 01:07 ق.ظ | نویسنده : هنرمند | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اریک صدا